سلام…
بالاخره سومين شوراي شهر مشهد نيز فعاليت اش را شروع كرد…
اعضاي شوراي سوم هم احتمالا آمده اند تا شعار هاي شان را عملي كنند.حتما اين جور است.
همان گونه كه نمايندگان پارلمان شهر در دور هاي گذشته به همه ي شعار هاي شان جامه ي عمل پوشاندند!!
شايد شما هم با نظر من موافق باشيد! نه ؟!
راستي يك توضيح ! : راست اش رو بخواهيد مي خواستم به مناسبت شروع به كار سومين شوراي شهر مشهد گزارشي را درباره ي عمده ترين تصميمات و همچنين عملكرد اعضاي دومين دوره شوراي شهر چيزهايي بنويسم. اما ببخشيد!!
واقعا وقت ندارم و هنوز خيلي كار هاي عقب افتاده دارم كه اوووه …!!! معلوم نيست كي تمام مي شوند!
هر چند كه نيمي از گزارشي را كه قرار بود براي اين پست بنويسم ، نوشته شده اما كامل نيست!
به هر حال با وجود همه ي گرفتاري هايم دليل نمي شود كه من هم هيچ كاري نكنم. حال براي اين پست گزارشي را از برخي جلسات دومين شوراي شهر مشهد ارائه مي دهم. البته گزارشي تصويري با اندكي زير نويس و توضيح!!
من هم اميدوارم هر چه زودتر كارهاي عقب افتاده ام را زودتر انجام بدهم !!
خب منتظرتان نمي گذارم…
گزارش را ببينيد:
يكي از داغ ترين جلسات شوراي دوم به استيضاح شهردار اختصاص داشت…بعضي از اعضا هم نطق هاي آتشيني خطاب و عليه آقاي شهردار داشتند!
اما آقاي شهردار استيضاح نشد!
برخي ديگر از نمايندگان مردم هم فقط فكر مي كردند… البته با مشاوره ي ديگر اعضاي شورا كه شما هم در اين تصوير رئيس كميسيون فرهنگي شورا ي شهر را در حال رايزني با ديگر اعضا مي بينيد!!
صندلي ها خاليه !!؟
نه – صندلي خالي ؟ شما توي اين تصوير صندلي خالي مي بينيد؟!
بعضي ديگر هم به دليل شب بيداري هاي بسيار براي حل مشكلات مردم ! كمي استراحت مي كنند.خب چه جايي بهتر از جلسه علني شورا ، آن هم در حضور خبرنگاران و عكاسان!!
نه… گفتم كه ايشان خواب نبودند… فقط كمي استراحت مي كردند!
اين آقا هم كه خوابيده (نه نخوابيده!!) رئيس شوراي شهر هستند! البته كه آقاي رئيس از همه بيشتر خسته مي شوند!
آخيش … جقدر خوب بود!!!
يعني چي ميشه؟!!… اصلا ، ميشه يا نميشه؟!!
ديدي ؟ بالاخره شد… من مي دونستم كه مي شه
( البته كه اينجا مشهد است ، باور كنيد )
اينجا هم جايي از مشهد مي باشد!
اين ها هم تعدادي از ادم ها (همشهري هاي من )هستند كه منتظر نشسته اند … شايد كسي بيايد كاري كند…
شايد كسي بيايد…
حتا اين كوچولو هم منتظره…
من هم منتظر ام… مثل شما













8 comments
Comments feed for this article
آوریل 27, 2007 در 10:49 ب.ظ
آشنا
عجب گزارش تصویری توپی بود.اینها که تونستند حاشیه شهر را به همون خوبی!!!که بود حفظ کنند دوره سومی ها هم می تونند مگه چیشون کمتره فقط یه شهردار توپ می خوان مثل شهردار فعلی.
عکسهات من را یاد شیطنتهامون در یک کنگره علمی انداخت که عکسهای مشابه همین خواب بعد از ظهر را در نشریه کنگره چاپ کردیم و یک ساعت از انتشارش نگذشته بود همه نشریات جمع آوری شد!!!من نفهمیدم مگه خواب بعد از ظهر چیز بدیه؟؟؟!!!
آوریل 28, 2007 در 6:43 ق.ظ
زهرا
آقا مجید عزیز من برای شما یک کامنت گذاشتم ولی الان نیست…
برای همین برایتان دوباره می نویسم .که کارتان فئق العاده است… زبان تصویر انگار جلوتر و معتبر تر از نوشته هاست ..و شاید هم کارکردش! سبک جالبیست و امیدوارم که ادامه دهید و هر روز روزنه امیدتان واسع تر شود… می دانید اینروز ها امید همه ته کشیده است… و وظیفه ما شاید روشن نگه داشتن دریچه ای کوچک … من هنوز هم به بشریت امیدوارم….
می 2, 2007 در 8:32 ب.ظ
tntmoney
ای نسخه نامه الهی که توئی
وای آیینه جمال شاهی که توئی
بیرون زتو نیست آنچه در عالم هست
از خود بطلب هر آنچه خواهی که توئی
منتظر هیچ کس نباش دوست عزیز.
می 5, 2007 در 9:30 ق.ظ
samaneh
سلام به عنوان یک مشهدی ازتون تشکر می کنم عالی بود ولی امیدوارم آب در هاون کوبیدن نباشد.
می 6, 2007 در 5:01 ب.ظ
محرمعلی خان
مجید عزیز سلام
ممنونم که این پنجره رو هم به روم باز کردی . پنجره ای به روی دغدغه هایی از جنس خودمون!……
نوشته های من (یا کسی دیگر…) خواب شب تو رو آشفته تر می کنه و عکس های تو خواب شب منو آشفته تر .
ای کاش می تونستیم این آشفتگی ها رو پشت سر بذاریم . ای کاش می تونستیم از این آشفتگی ها کم کنیم . ای کاش می تونستیم کاری کنیم .
حالا دارم درباره خودم می گم . کاش می تونستم ، کاش بتونم این پیله ها رو از دور خودم پس بزنم . کاش شهامت اینو پیدا کنم که حقیقتو فریاد بزنم . نه تو کوچه و بازار ، اول در درون خودم فریاد بزنم . کاش لین قدر تحمل نمی کردم . از این ناراحتم که تحملم از روی صبوری و بزرگ منشی نیست . از روی ضعفه . ضعف نه از روی ترس از این و از اون . ضعف به معنی ضعیف بودن روحم . به این معنی که هنوز و هنوز و هنوز روحم اسیره و شاید هر لحظه بندهای بیشتری به پاهاش می بندم . گاهی به خودم می گم یعنی من ، با اونایی که تو خواب خودشون غرق شدن ، اونایی که خوابن و می خوابونن و چرت می زنن فرقی دارم ؟ به نظرت فرقی دارم ؟؟
(پاراگراف دوم فقط درباره خودم بود و بس)
آگوست 18, 2007 در 7:06 ب.ظ
محرمعلی خان
سلام مجید عزیز
چرا به داد اینجا نمی رسی دوست من !!
دسامبر 18, 2007 در 1:27 ب.ظ
http://www.googlen.ir
ممنون وبلاگ جالبي داريد
گوگلين
اکتبر 21, 2008 در 8:08 ق.ظ
محسن
راهی برای افزایش باردید کننده های ما و شماپس هم به نفع شماست هم ما
با سلام . وبلاگ خیلی خوبی داری موفق باشی به وبلاگ ما هم سر بزن اگه خواستی منو لینک کن منم شما را لینک می کنم .
http://itclub.blogfa.com
moh2sen2006@yahoo.com
محسن
اگر مایل به تبادل لینک هستید لینک مرا با نام وبلاگ فناوری اطلاعات در وبلاگت درج کن و آمادگی خود را با ورود به وبلاگ من و در قسمت نظر ها اعلام نمایید